فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - بررسى سه فرع فقهى در بانكدارى اسلامى محمدمهدى آصفى
تخريج فقهى
اين ضمانت، در برگيرنده دو قرارداد جداگانه است كه به شرح زير، ميان بانك و طرفين معامله صورت مىپذيرد:
قرارداد اوّل
قرارداد اوّل ميان بانك و طرف اوّل معامله(متعهّد) (٢٥) صورت گرفته است.
دراين قرارداد طرف اوّل معامله(متعهّد) از بانك مىخواهد كه او را در معامله ميان طرفين براى طرف دوم(متعهّدءله) كه اين معامله براى نفع و جلب اطمينان او صورت گرفته است، تضمين كند و چون اين ضمانت به درخواست متعهّد صورت گرفته است، متعهّد مسؤولِ جبران همه خسارتهايى است كه بانك در اين ضمانت متحمل مىشود. ظاهراً دراين مسأله اختلافى نيست و صاحب جواهر برآن ادعاى اجماع قطعى كرده است.مىنويسد:
و يرجع الضامن على المضمون عنه بما أدّاه إن ضمن بإذنه و لوأدّى بغير إذنه ، بلا خلاف أجده فيه؛ بل الاجماع بقسميه عليه و في الخبر: «سألته عن قول الناس: الزعيم غارم؟ فقال:
كلّ ذلك مضافاً إلى أصالة احترام مال المسلم، و ضمانه إلا إذا بذله على جهة التبرّع به، و التأدّية، و إن كانت بغير إذنه، إلا أنّ الضمان الذي هو سبب في وجوبها قد كان بإذنه، بل في الحقيقة الاذن فيه إذن فيها. (٢٨)
(٢٥) مقصود از متعهد، طرفى است كه تعهّد به طرف دوم داده و از بانك خواسته كه اين تعهّد را تضمين كند و متعهدءله طرف دوم اين معامله است كه ضمانت به سود اوست.
(٢٦) وسائل الشيعه، باب١، از ابواب ضمان، حديث١.
(٢٧) همان، باب٦ از ابواب ضمان، ح ١.
(٢٨) جواهر الكلام ، ج٢٦، ص١٣٣و١٣٤.