پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٢ - تحليل دوم معاويه مدت بيست سال در دوران خليفه دوم و سوم با تحكيم پايه و اركان حكومت خود توانست بر دستگاههاى حكومتى تسلط و نفوذ بيابد
خارج گرديد.
با اين صلح براى امام حسن عليه السّلام زمينهاى فراهم شد تا در مسير معاويه از وجود خود كمينى قرار دهد و از ناحيهاى كه وى گمان نمىبرد بر او بشورد و وى را از پا درآورد و توانست پيروزى امويان را با مواد انفجارآميز خود بنى اميه درهم بشكند و ظفر و پيروزى آنان را جور و جفا و آثارشان را بر باد دهد.
ديرى نپاييد كه نخستين بمب كارگذارى شده در مواد قرار داد صلح با سرمستى معاويه از فتح و پيروزىاش، به انفجار انجاميد، آنگاه كه لشكريان عراق را به سپاه خود در نخيله ضميمه ساخت و در جمع آنان، چنين اظهار داشت: اى مردم عراق! به خدا سوگند! من بدين جهت كه شما به نماز رو آوريد و روزه بگيريد و زكات بپردازيد با شما نجنگيدم، بلكه به انگيزه دست يافتن به حاكميت بر شما مبارزه كردم و خداوند اين نعمت را با وجود ناخرسندى شما به من عنايت كرد، به هوش باشيد! هماكنون هرگونه امتيازى را به حسن بن على دادهام زيرپا مىنهم»[١]
از آن پس، سياست معاويه همراه با هر عمل خلاف و مخالف قرآن و سنّت، نظير كشتار بىگناهان و هتك نواميس مردم و چپاول اموال و به بند كشيدن آزاد مردان، جريان يافت. معاويه اعمال ننگين خويش را با تحميل فرزند هرزه و گستاخ خويش بر مسلمانان پايان داد تا دين و دنياى مسلمانان را به تباهى بكشاند كه حادثه جانسوز كربلا و ماجراى روز حرّه و به سنگ بستن خانه كعبه در مكه با عراده و منجنيق را مىتوان از جمله كارهاى بىشرمانه وى تلقى كرد.
[١] . صلح امام حسن ٢٨٥، شرح نهج البلاغه ٤/ ١٦، تاريخ يعقوبى ٢/ ١٩٢.