ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٢ - ابن تيميه و حديث «خدايا، دوست بدار هر كسى را كه على را دوست دارد»
احمد ابن حنبل، از عبد ارزاق، از معمر، از زهرى، از سعيد بن مسيب، از ابوهريره. اين حديث را با اين سند، ياقوت حموى در «معجم الادبا» و ابن شهر آشوب نقل كردهاند. و همچنين حديث سوم نيز كه ابن عساكر، ابن كثير و ديگران نقل كردهاند سندش صحيح است.
ابن تيميه و حديث بستن درها
ابن تيميه مىگويد: «حديث (به جز در خانه على تمام درهايى را كه بر روى مسجد باز است ببنديد) كذب است. اين حديث را شيعه براى مقابله ساختهاند و در صحيح از ابوسعيد وارد شده كه جز درب ابوبكر باقى درها بسته شد.»[١]
جواب: بايد گفت كه اين حديث نيز از احاديث متواتره است كه ما اصل حديث و سخنان محدثان را اين جا ذكر مىكنيم:
١. عن زيد بن أرقم قال كان لنفر من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله أبواب شارعة في المسجد قال فقال يوما: سدوا هذه الأبواب الا باب على قال فتكلم في ذلك الناس قال فقام رسول الله صلى الله عليه وآله فحمد الله تعالى وأثنى عليه ثم قال أما بعد فإني أمرت بسد هذه الأبواب الا باب على وقال فيه قائلكم وإني والله ما سددت شيئا ولا فتحته ولكني أمرت بشيء فاتبعته؛[٢] براى چند نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله از خانههايشان بر روى مسجيد دريچه
وراه بود (كه از آن وارد مسجد مىشدند.) روزى پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: «به جز در منزل على تمام درها را ببنديد.» مردم از اين دستور حضرت اظهار نارضايتى كردند. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله بعد از آن براى سخنرانى برخاست؛ خداوند را حمد و ثنا گفت و فرمود: «همانا من به شما دستور دادم كه درهايتان را (كه بر روى مسجد باز است) ببنديد به جز در خانهاى على، ولى شما در مورد اين دستور سخنهايى (از رو نارضايتى) گفتيد. به خدا سوگند من (از پيش خودم) چيزى را نبستم و چيزى را هم باز نگذاشتم. من (از طرف خداوند) به انجام اين كار امر شدم و به آن عمل كردم.»
اين حديث را اميرالمؤمنين عليه السلام، ابوذر، ابن عباس، جابر، بريده، براء، انس، سعد، زيد بن ارقم، ابوسعيد خدرى، عبد الله بن رقيم، جابر بن سمره، عمر، ابن عمر، مطلب بن عبد الله، ابوطفيل، ناصح بن عبد الله، ابوحازم اشجعى، مسلم ملائى، حذيفه بن اسيد، ابوحمراء، ابورافع، امسلمه، عايشه؛ ابوالبداح از عباس و عبد الله بن مسعود روايت كردهاند و كتانى نيز در كتاب «نظم المتناثر من الحديث المتواتر» آن را جزء احاديث متواتر ذكر كرده است.
بنابر اين، بدون شك اين حديث متواتر است. بنابر نقل سمهودى در (خلاصة الوفا، ص ١٢٢) ابن حجر پنج سند اين حديث را صحيح دانسته، حاكم و ذهبى هر دو سند خود را صحيح دانستهاند و هيثمى نيز رجال يك سند را ثقات و يكى را حسن
[١] . منهاج السنه، ج ٥، ص ٣٥.
[٢] . تاريخ الكبير بخارى، رقم ١٣٠٤،( صحيح السند)؛ مسند احمد، ح ١٥١١، ج ٢، ص ١٠٤، ج ٤، ص ٣٦٩، ج ٥، ص ٤٩٦؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٥٩٧، ح ٣٧٢٧ و ٣٧٣٢؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١١٨ و ١١٩ و ١٣٨، ح ٨٤٢٣ تا ٨٤٢٨؛ مسند بزار، ح ٥٠٦ و ٧٥٠، ح ١١٩٧؛ مسند ابو يعلى، ح ٧٠٣، و ح ٥٦٠١؛ معجم الكبير، ح ٢٠٣١ و ح ١٢٧٢٢؛ معجم الاوسط، ح ٩٣٠ و ٣٩٤٢؛ مصنف ابن ابىشيبه، ح ١١٩٨؛ طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ٢٢٢؛ مشكل الآثار، ح ٣٠٣٦ و ٣٠٤٠؛ المستدرك على الصحيحين، ح ٤٦٣١ و ٤٦٣٢؛ فتح البارى، ج ٧، ص ١٢ و ١٤ و ١٥؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١١٤ و ١١٥ و ١٢٠ با هشت سند.