قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٨٠ - فصل چهارم اندر مسائل نوادر
٢- چراست كه [١] هبا [٢] اندرون خانه بينند و بيرون [٣] بصحرا نهبينند [٤] ٣- چراست كه [٥] بعضى از اوانى [٦] روئين [٧] را [٨] بزنى [٩] طنين او [١٠] آواز آيد چون [١١] دست بر طرف او گيرى [١٢] طنين [١٣] منقطع شود و ارزيز [١٤] و سرب بخلاف [١٥] اينست [١٦].
٤- چراست كه [١٧] آب اندر كوزه بزمستان [١٨] يخ بندد كوزه [١٩] بشكافد.
[١] - ت: چرا كه.
[٢] - س افزوده: كه ذره است در ميان شعاع آفتاب.
[٣] - ت: در بيرون نبينند بصحرا. س: بيرون نتوان ديدن.
[٤] - ت: در بيرون نبينند بصحرا. س: بيرون نتوان ديدن.
[٥] - ت: چرا كه. س افزوده: چون دست بر.
[٦] - س: اوان.
[٧] - م اين كلمه را ندارد.
[٨] - م و س اين كلمه را ندارند.
[٩] - م: بوى.
[١٠] - س اين كلمه را ندارد.
[١١] - س: و چون.
[١٢] - س: نهى.
[١٣] - م و ت اين كلمه را ندارند.
[١٤] - م جزء «وارزيز» را ندارد.
[١٥] - ت: بر خلاف.
[١٦] - ت: باشد (بجاى اينست) س: اين باشد.
[١٧] - ت: چرا كه.
[١٨] - ت: چون بزمستان. س: بر زمستان.
[١٩] - م: و كوزه. س: كوزه را.