قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٦٨ - حواشى و توضيحات
نطرون خوانند و افريقى از ايشان بقوّتتر بود و ارمنى تنك و سفيد بود».
نيز رش: ترجمه آثار علوى بانگليسى ص ٣٣ حاشيه (٢)؛ مفاتيح العلوم خوارزمى ص ١٤٨؛ قانون ابن سينا كتاب دوم در ادويه مفرده ص ١٦٦- ١٦٧؛ رسائل اخوان الصفا ج ٢ ص ٩٣ و ٩٦ و ١٠١ و ١٠٣؛ ترجمه كتاب الصيدنه ابو ريحان بيرونى (نسخه خطى علّامه دهخدا) ماده نطرون.
براى اطلاع تازهتر درباره بوره، رش: كتب شيمى جديد مبحث شبه فلز معروف به بور [١].
ص ٦٢ س ٧- «چرب»، در ذيل اين صفحه (شماره ١٦- ١٧) مذكور است كه قراءت صحيح اين كلمه بر نگارنده معلوم نشد؛ آقاى سيد عبد العلى پرتو علوى عقيده دارند كه اين كلمه «چرب» بفتح جيم فارسى و بمعنى متداول اين عصر است و هم اكنون زرگران و اهل صنعت اين لفظ را بكار ميبرند. پس در اينجا چربتر يعنى بهتر.
ص ٦٣ س ٥- «صدرت»، صدره انسان يعنى سينه يا سر سينه او و بدين مناسبت سينهپوش را صدره خوانند (رش: المنجد).
ص ٦٣ س ٦- «بحيله»، حيله بالكسر حذاقت وجودت نظر و قدرت بر تصرّف (منتهى الأرب)، و اينجا بيشتر تدبير و صنعت منظور نظر است و اصطلاح علم حيل و صناعت حيل (ميخانيقا مخانيكه يونانى، رش: خوارزمى، مفاتيح العلوم ص ١٤١؛ قفطى، تاريخ الحكماء ص ٤٣ س ١٩) نيز ظاهرا بر اساس همين معنى نهاده شده است (رش: ابو الحسن بيهقى، تتمه صوان الحكمه ص ٧٨ س او س ٧). كلمه «حيلت» باين معنى
[١] -Bore