قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٧٦ - باب دهم
ارزيز كه بهم گداخته آيد آميخته [١] شود و [٢] خشك شود چنانك بريزد [٣] و انطراق ازو [٤] برود و همچنين برنج و زر [٥] بدين حال باشد [٦] و سبب خشكى [٧] آنست كه امتزاج اجزاى [٨] ايشان نه امتزاج اتحادست لكن امتزاج تجاورست [٩] و سبب آنك آن را [١٠] امتزاجست تجاورى [١١] و اتحادى نيست [١٢] آنست كه هر يكى [١٣] ازين دو جوهر مخالف يكديگر گدازد [١٤] و آميختن ايشان با يكديگر قسريست و چون جامد گردند و آميخته گردند [١٥] اجزاى هر يكى در [١٦] آن وقت جمود [١٧] مخالف يكديگر بندد [١٨]
[١] - س: و آميخته.
[٢] - ت و س اين حرف را ندارند.
[٣] - م: بريزد.؟؟؟؟. س جزء «چنانك بريزد» را ندارد.
[٤] - م: او.
[٥] - س: ارزيز (بجاى زر).
[٦] - س: باشند.
[٧] - م: خشك.
[٨] - س اين كلمه را ندارد.
[٩] - س: تجاوزست.
[١٠] - س: آن.
[١١] - ت: مجاور است و اتحاد نيست. س: تجاوز است و اتحاد نيست.
[١٢] - ت: مجاور است و اتحاد نيست. س: تجاوز است و اتحاد نيست.
[١٣] - م: هر كه.
[١٤] - م و س: گدازند.
[١٥] - ت: باشند. س شوند و.
[١٦] - ت: از.
[١٧] - تصحيح قياسى. در هر سه نسخه: حمود.
[١٨] - م و ت بندد؟؟؟؟.