قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٧٤ - باب نهم
برنگ زنگار [١] رنگ مس همىآيد و اگر خواهى كه امتحان كنى مقدارى ارزيز ببايد گرفت و صقيل [٢] كرد و اگر صقيل [٣] نبود شايد [٤] زنگار را [٥] تر كنى به آب يا بسركه [٦] و اندر ارزيز مالى رنگ ارزيز هم رنگ [٧] مس گردد و اين [٨] رنگ مس كه از ميان دو رنگ پديدار همىآيد [٩] از [١٠] امتزاج دو رنگست چون رنگ كبود و زرد بهم آميخته آيد سبز گردد و اگر پاره غضاره [١١] پيروزه [١٢] بيارند [١٣] چنانك پيروزه [١٤] آن [١٥] مقدارى درشتى [١٦] دارد كه [١٧] ارزيز را [١٨] بدو حل كرده آيد اندرو گيرد پس [١٩]
[١] - س: ارزيز زنگار.
[٢] - س: صيقل.
[٣] - س: صيقل.
[٤] - س: شايد و.
[٥] - م اين كلمه را ندارد.
[٦] - م: تر كنى بسركه.
[٧] - س: چون رنگ. ت، رنگ (بدون هم).
[٨] - ت: ازين.
[٩] - ش: بديدار مىآيد. ت: برون؟؟؟؟ آيد.
[١٠] - م اين كلمه را ندارد.
[١١] - م و س: عصاره.
[١٢] - م و ت: فيروزه. س: پروزه.
[١٣] - س اين كلمه را ندارد.
[١٤] - م: بروزه؟؟؟؟. ت: پروره.
[١٥] - س اين كلمه را ندارد.
[١٦] - س: در پيش.
[١٧] - ت: تا (بجاى كه).
[١٨] - س اين كلمه را ندارد.
[١٩] - م: مس.