قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٦٠ - باب چهارم
بآتش [١] نزديك شود [٢] و بمنزلت مادّه باشد آتش را و [٣] چون بيجاده گرم را و كاه را التقا [٤] افتد [٥] چنانك حرارت او بكاه [٦] رسد و [٧] آنچ مستحيل [٨] مىشود از كاه بدو رسد هر دو قصد يكديگر كنند بطبع اما آن حرارت كه اندر [٩] طبع بيجاده باشد [١٠] بيجاده را جذب نتواند كرد از ثقل او [١١] اما آن هوا كه اندر كاه باشد كاه را جذب تواند كرد پس بسوى [١٢] بيجاده منجذب [١٣] گردد از بهر آن را كه [١٤] اين هوا [١٥] بمنزلت مادّت [١٦] است
[١] - س: يا باتش.
[٢] - س: باشد.
[٣] - س اين حرف را ندارد.
[٤] - س: التفات.
[٥] - ت: كنند.
[٦] - اوراق نسخهاى كه نسخه كتابخانه ملى از آن نقل شده ظاهرا در اين جا مرتب نبوده و كاتب اين نسخه آن را بهمان طور كه بوده نقل كرده است دنباله مطالب اين باب در اين موضع قطع شده و بقيه مطالب باب (دوم) از فصل (دوم) (رش. ص ٤٠) كه در اين جا با كلمات «هر درختى كه او را ثمره است» شروع ميشود نقل شده است.
[٧] - در اين جا از نسخه م كلمهاى تراشيده شده است.
[٨] - م: متحلل. ت: متخلخل. س: متخلل. تصحيح متن قياسى است.
[٩] - س: در.
[١٠] - م: است.
[١١] - س اين كلمه را ندارد.
[١٢] - م و ت: سوى.
[١٣] - ت: منحذب. س: متجذب.
[١٤] - س: از بهر آنكه.
[١٥] - ت: هوا او را.
[١٦] - س: بمنزله ماده.