قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٣٥ - باب شانزدهم
باب شانزدهم
[١]- چراست كه [٢] مردم را از دغدغه كراهيت مىآيد چنانك طاقت آن ندارد.
جواب [٣]- از بهر آنك نفس را انبساطست و انقباض چون لذتى يابد منبسط گردد و چون اذيتى يابد منقبض گردد [٤] و چون حالى يابد ميان لذت و اذيت [٥] حالى افتد او را ميان [٦] انقباض و انبساط و [٧] لابد كراهيت آيد [٨] و لكن دون اذيت باشد [٩] و آن حال [١٠] دغدغه است و سبب آن از خارج آن بود كه [١١] سطح عضوى محسّ [١٢] را اندر غايت احساس نرم ببساود [١٣] و دست بر آن براند چه اگر سختتر بساود اذيت بود و اگر از آن نرمتر ببساود [١٤] لذت بود و چون متوسط بساود [١٥] حالى
[١] - م و ت: يو. س: «باب نوزدهم» و آن سهو كاتب است.
[٢] - ت: چرا كه.
[٣] - چنين است در نسخه س. م و ت اين كلمه را ندارند.
[٤] - ت اين كلمه را ندارد.
[٥] - س: ميان اذيت و لذت.
[٦] - س: افتد ميان.
[٧] - س اين حرف را ندارد.
[٨] - س: يابد.
[٩] - س: بود.
[١٠] - س اين كلمه را ندارد.
[١١] - م: و (بجاى كه).
[١٢] - م: مجس.
[١٣] - ت و س: بساود.
[١٤] - س: بساوى.
[١٥] - س: بساودى.