قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٢٧ - باب يازدهم
زيرين [١] نيست و بعضى را هست [٢].
جواب [٣]- از بهر آنك [٤] هر حيوانى كه او را قرن باشد [٥] دندان پيش [٦] زيرين نيست [٧] و هر كرا [٨] قرن نيست دندان پيش زيرين هست مگر استر [٩] كه او اندر خلقت اندك دندانست چنانك بعضى از حيوان [١٠] كه ايشان را عضوى از اعضا نباشد اما هر حيوانى كه او را قرنست دندان پيش زيرين [١١] نباشد [١٢] سبب [١٣] آنست كه طبيعت مادّه دندان نگاه داشت تا اندر قرن [١٤] بكار برد چه اهم طبيعت را قرن بود [١٥] بمنزلت سلاح [١٦] از غايت
[١] - ت: بيش زيرين. س: زيرين بپش.
[٢] - س: را زير و بالاست.
[٣] - چنين است در نسخه س. م و ت اين كلمه را ندارند.
[٤] - ت و س: از بهر آنكه. م: از براى آنك.
[٥] - ت: قرن هست. س: قرنيست.
[٦] - ت: دندان نيش زيرين. پس: پس دندان زيرين ندارد.
[٧] - ت: نيست مگر اشتر را كه او اندر خلقت اندك دندانست چنانكه بعضى از حيوان كه ايشان را.
[٨] - از اينجا تا «سبب آنست» اصلا از نسخه س و تا «مگر استر» از نسخه ت افتاده است.
[٩] - ت: مگر اشتر.
[١٠] - دو كلمه «از حيوان» در نسخه م نيامده است.
[١١] - م: زيرين پيش.
[١٢] - ت: ندارد.
[١٣] - س: و سبب.
[١٤] - س: شاخ.
[١٥] - ت و س: بود كه.
[١٦] - ت و س: سلاحست.