قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٨ - باب ششم
بتنوره گردن پيوسته است [١].
جواب [٢]- [جواب] اين سؤال نزديكست بجواب سؤال پيشين [٣] و اين [٤] آنست كه چون طبيعت حيوان را از عدم بوجود همىآرد [٥] پس [٦] اهمّ و افضل فعل او حفظ بقاى حيوان بود و ازين سبب هر حيوانى را سلاحى ساخته است تا بدان دشمن [٧] از خويشتن [٨] باز دارد چون سباع را چنگال و ناب و بعضى از بهائم را قرون و مرغان را چنگال و منقار پس طبيعت آن مادّه را كه اندر گردن پيل و خوك بكار خواست شد نگاه [٩] داشت و [١٠] اندر دندانهاى او [١١] متفرع [١٢] كرد كه فعل اهم آن [١٣] بود و اگر گردن بودى فيل و خوك را [١٤]
[١] - پيوستست. (برسم الخط قديم كه در اين نسخه نظاير دارد).
[٢] - در اينجا در نسخه م بجاى ب (علامت جواب بر حسب رسم معمول آن نسخه) ج، صورتى ديگر از علامت مختصر «جواب»، آمده است.
[٣] - ت: سؤال پيش. م: بجواب پيش. س: بجواب و سؤال پيشين.
[٤] - ت: و آن.
[٥] - چنين است در نسخه ت و س. م: از عدم همى بوجود آرد.
[٦] - م: پس چون.
[٧] - س: دشمن را.
[٨] - م: خود.
[٩] - بكار.
[١٠] - م اين حرف را ندارد.
[١١] - چنين است در جميع نسخهها. شايد ايشان باعتبار ذكر پيل و خوك در جمله قبل از آخر.
[١٢] - ت: مفرع.
[١٣] - م: اهم او آن.
[١٤] - جزء «فيل و خوك را» از نسخه م و ت ساقطست.