قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٤٠ - حواشى و توضيحات
الحكمه (ترجمه رسائل اخوان الصفا ص ٨٨) آمده: «پس چشم چون ديدبانى و گوش چون پاسبانى و زبان چون ترجمانى» و اين تمثيل چنانكه معلوم است بهتر مىنمايد.
ص ١٢ س ٣- «مضادّ» و مضادّت، بمعنى مخالف و مخالفت هر دو در نثر فارسى قدما استعمال شده است. رش: افضل الدين كاشانى، مصنفات ص ٦١٢ س ٤ و س ٩ و ص ٦١٣ س ٢. براى استعمال مضادّت، رش:
ظهير الدين نيشابورى، سلجوقنامه ص ٥٨ س ٩ و ص ٦٣ س آخر.
ص ١٣ س ٤- «ساعت»، يعنى پارهاى از زمان و در اين جا (و نيز در صفحه ١٣ س ٤) بمعنى زمان كوتاه: «و ازين قبل را چون گازرى از دور جامه بر سنگ زند زخم جامه بينى و تا ساعتى آواز شنوى.» علم طبيعى دانشنامه علائى ص ٧٣.
ص ١٤ س ٤- «پوز»، پيرامون و گرداگرد دهان حيوانات باشد و ما بين لب و بينى را نيز گويند (برهان قاطع).
ص ١٥ س ٢- ٣- «درازان مفرط»، رش: كتاب الهوامل و الشوامل ابو حيّان توحيدى و ابو على مسكويه (طبع استاد احمد امين و سيد احمد صفر قاهره ١٣٧٠ هجرى) ص ٧٧- ٧٨ و ١٨٥- ١٨٧، بيان ابو على مسكويه در پاسخ ابو حيّان توحيدى مشابهت بلكه مطابقت با بيان مؤلّف ما دارد.
و چنانكه معلوم است اين سؤال و جواب آن از نظر علمى جديد مطرود و مردود است.
ص ١٥ س ٥- «قواى نفس ناطقه»، شيخ رئيس در طبيعيّات دانشنامه (ص ١٠١) گويد: «و جان مردمى گوهرى است كه او را نيز دو قوّتست