قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٣٦ - حواشى و توضيحات
(علم طبيعى دانشنامه علائى ص ٢٠) «و اگر چيزى بستم سردى آب را ببرد و آن چيز زائل شود ديگر بار اندر آب سردى پديد آيد، چنانكه اگر كسى بستم آب را براندازد چون قوّت بر اندازنده زائل شود ديگر بار آن طبيعت ورا باز فرود آرد.» (ايضا ص ٥٣- ٥٤) «و طبيعت آب آب را اندازه دهد از بزرگى، كه اگر چيزى بستم ورا متكاثفتر گرداند، يا متخلخلتر، چون آن سبب زائل شود، او را با مقدار خويشتن برد.» (ايضا) «... چون باز دارنده و ستمكارى نبود ...» (ايضا ص ٥٦ و نيز ص ٣٢) «و هر چه بستم از جاى خويشتن زايل شود اندر طبع وى بود كه بجاى خويش آيد بطبع.» (علم برين دانشنامه علائى ص ١٥٥)، نيز رش: ترجمه كتاب الاشارات (چاپ آقاى دكتر احسان يار شاطر) ص ١٢٧ س ١٢؛ ابو الفضل بيهقى (چاپ آقايان دكتر غنى و فياض) ص ١٨٥ س ١١ و ح ٢. درباره استعمال كلمه قسرى، رش: ص ٧٦ س ٦ و ص ٩٤ س ١ همين كتاب.
ص ١٠ س ٤- «روح حيوانى» و «روح نفسانى»، بنا بر رأى افلاطن (كتاب فدروس و كتاب سياست يا جمهورى( II -V مخصوصاE ٥٣٤ ,VI ) و كتاب تيمائوس و رأى ظاهرا مخالف در فيدون) نفس انسان مركّب از سه جزء است: نفس يا روح نباتى و نفس يا روح حيوانى و نفس ناطقه يا روح نفسانى؛ جاى نفس نباتى جگر است و جاى نفس حيوانى دلست و جاى نفس ناطقه دماغ است و هر يك از نفسها قوّتهائى دارند و دو نفس نباتى و حيوانى پستتر از نفس ناطقهاند كه باقى [١] و كاملتر و شريفتر از آنان است. شيخ
[١] - در كتاب فدروس هر سه نفس باقى شناخته شده است.