قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٣٣ - حواشى و توضيحات
ص ٩ س ٨- «اعتدال مزاج»، مزاج [١] بمعنى آميزش است.
در علم طبيعى دانشنامه علائى (ص ٥٧) آمده: «اين جسمها (يعنى جسمهاى بسيط يا چهار عنصر) چون يك بار ديگر گرد آيند باين كيفيّتها، يك اندر ديگر فعل كنند، پس اندر آن ميان مزاج افتد، كه چيزى ميان اين كيفيّت بحاصل شود اندر همه بيكسان، سرد گرمتر شود، و گرم سردتر شود، و همچنان خشك و تر، و آنگاه بر حدّى بايستد آن حدّ را مزاج خوانند. و شايد اندر و هم كه ميانه بود، و شايد كه بيكى كناره ميل دارد.» كلمه مزاج بمعنى اخصّ بتركيب عناصر مختلف در بدن حيوان اطلاق ميشود [٢]. نيز رش: ابن سينا، قانون، كتاب اول، فن اول، تعليم ثالث ص ٧ و ما بعد آن.
رأى باعتدال مزاج و درجات آن در ترقى و كمال موجودات از جمادى به نباتى و حيوانى و انسانى در آراء طبيعى قدما سهم و تأثير بسيار مهم داشته است، شيخ رئيس در علم طبيعى دانشنامه علائى گويد: «آميزش نخستين مر اين عناصر را بجمادات بود، پس چون آميزش نيكوتر افتد باعتدال نزديكتر، از آنجا جسمها پرورشپذير آيند بغذا و اول ايشان رويا بود، از درخت و گياه؛ پس چون آميزش چنين افتد پذيراء قوّت نباتى آيد و اين قوّت را نفس نباتى خوانند زيرا كه بدو تمام شود بوشن [٣] و پرورش نبات.» (ص ٧٨)، «و چون مزاج چنان افتد كه از نباتى معتدلتر بود پذيراى جان
[١] -Mikton يونانى،Melange فرانسه.
[٢] -Krasis يونانى،Temperamentum لاتينى،Temperament وcomplexion فرانسه.
[٣] - بوشن يعنى گون.