قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١٢ - باب دوم
نه او را [١] سلاحى ساخته است از تن [٢] او چنانك [٣] بدان با دشمن مقاومت تواند كرد [٤] پس گوش را بمنزلت ديدبان [٥] ساخت تا چون مردم اندر [٦] خواب بود يا بيدار آواز وحش [٧] حيوانى بشنود كه معادى و مضادّ [٨] او باشد حزم خويش گيرد و احتراز كند پس [٩] بدين سبب گوش را انطباق نبود [١٠] كه اگر وقتى از اوقات كه حادثه [١١] افتادى و او منطبق بودى خلل [١٢] اندر آدمى [١٣] آمدى و نيز اگر او را انطباق بودى و [١٤] وقتى
[١] - م: الا او را (بجاى كه نه او را). س: مگر آنكه او را.
[٢] - چنين است در نسخه س و ت. م: از من او (بدون نقطه) و بعد آن را بصورت «ازين» درآوردهاند.
[٣] - س: چنانكه او بدان.
[٤] - ت: كند (بجاى تواند كرد).
[٥] - چنين است در نسخه س. م و ت: طبيعت.
[٦] - در نسخه س غالبا بجاى «اندر» «در» آورده است و براى پرهيز از تكرار بيهوده از ذكر آن موارد خوددارى ميشود.
[٧] - چنين است در نسخه ت و س. م: و حس حيوانى.
[٨] - چنين است در نسخه ت. س: معادى و مضار بر. م افزوده: مضارّى.
[٩] - م اين كلمه را ندارد.
[١٠] - س: نيست.
[١١] - م و س: حادثه.
[١٢] - از كلمه «خلل» تا «منطبق بودى» از نسخه م اصلا ساقطست.
[١٣] - اين كلمه در نسخه ت نيامده است.
[١٤] - س اين حرف را ندارد.