ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٩ - پنجم- كرانههاى توكّل
ث- هنگام ترسيدن از شكست به سبب ضعف روحى برخى از افراد، مؤمنانِ صادق بر خدايشان توكّل مىكنند. خداوند مىفرمايد:
إِذْ هَمَّت طَائِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [١].
« (به يادر آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)، و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند) و افراد با ايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند.»
پنجم- كرانههاى توكّل:
يك- چه هنگام بر خداوند توكّل مىكنيم؟ و چگونه بر او توكّل مىكنيم؟
از كرانههاى توكّل بر خدا رويارويى با مكر شيطان، و پناه بردن از وسوسههاى او به خدا و در نتيجه خارج شدن از محدوده نفوذ او در پرتو توكّل بر خداوند و وارد شدن به ولايت پروردگار و مبارزه با سيطره شيطان است. خداوند مىفرمايد:
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ [٢].
«شيطان را بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر خدا توكّل مىكنند، تسلّط نيست.»
در حديثى از صفوان به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود:
«ابليس گفت: پنج چيز است كه من در آنها حيلهاى نتوانم كرد و جز اينها ديگر مردم در يد قدرت من هستند: هركس با نيّت صادق به خدا تمسّك جويد و در همه امورش بر او توكّل كند و كسى كه شب و روز فراوان تسبيح گويد و كسى كه براى برادر مؤمنش آن پسندد كه بر خويش، و كسى كه به هنگام مصيبتى كه به او مىرسد زارى و جزع نكند و كسى كه بدانچه خدا به او داده راضى باشد و براى رزقش غمگين نشود. [٣]»
انسان زمانى كه به خدا توكّل مىكند، در انديشه خود، قدرت، چيرگى وپشتيبانىِ خداوند را در ياد دارد، و ديگر در برابر شيطان به ضعف كشيده نمىشود،
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٢٢.
[٢] - سوره نحل، آيه ٩٩.
[٣] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٣٦، روايت ١٨.