ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٥ - چهارم- توكّل، تجلّى كننده اسماء خداوندى
فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ [١].
«اگر باز گردند بگو: خدا براى من كافى است خدايى جز او نيست بر او توكّل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ.»
ب- هنگام رويارويى با وسوسههاى شيطانى و فريبندگيهاى اوبراى آن كه مؤمن از حدود الهى تجاوز نكند، در آن هنگام بر خدا توكّل مىكند و در آنجا مىداند كه اگر تقوا پيشه كند، خداوند از نزد خود روزى به او مىدهد. خداوند مىفرمايد:
... وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً* وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْراً [٢].
«... و هركه از خدا بترسيد براى او راهى براى بيرون شدن قرار خواهد داد و از جايى كه گمانش را ندارد روزىاش مىدهد. و هركه بر خدا توكّل كند خدا او را كافى است. خدا كار خود را به اجرا مىرساند و هر چيز را اندازهاى قرار داده است.»
پ- هنگام رساندن كلمه حق و شهادت بر آن بىهيچ ترسى از كافران، مؤمن بر خدا توكّل مىكند وبه اين ترتيب به جنگ مشركانى مىرود كه او را تهديد مىكنند. خداوند مىفرمايد:
... قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ [٣]
«... بگو: پس اينهايى را كه سواى او مىپرستيد چگونه مىبينيد؟ اگر خداى يكتا بخواهد به من رنجى برساند آيا اينان مىتوانند آن رنج را دفع كنند؟ يا اگر بخواهد به من رحمتى ارزانى دارد مىتوانند آن رحمت را از من بازدارند؟ بگو: خدا براى من بس است. توكّل كنندگان به او توكّل مىكنند.»
هفت- از آنجا كه خداوند بر هر موجود زندهاى تسلّط كامل دارد، (زيرا هيچ جنبندهاى در زمين نمىجنبد كه بدون اذن او توان انجام كارى را داشته باشد)،
[١] - سوره توبه، آيه ١٢٩.
[٢] - سوره طلاق، آيات ٢- ٣.
[٣] - سوره زمر، آيه ٣٨.