ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٦ - هفت- حق، پيام پيامبران
مَا نُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوا إِذاً مُّنظَرِينَ [١].
«ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند.»
٣٨- هركه به وعده حق الهى ايمان نياورد و در ترديد و گمان باقى بماند بديهاى خويش را توجيه خواهد كرد. خداوند مىفرمايد:
وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَارَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَظُنُّ إِلَّا ظَنّاً وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ [٢].
«چون گفته مىشد كه وعده خدا است و در قيامت ترديدى نيست، مىگفتيد: ما نمىدانيم قيامت چيست؟ جز گمانى نمىبريم و به يقين نرسيدهايم.»
٣٩- از آنجا كه حق از سوى خدا نازل شده است ناگزير بايد بدان ايمان آورد و ترديد و شك در آن روا نيست (زيرا موجب فرودآمدن عذاب مىگردد) و از همين رو هنگامى كه فرشتگان به ابراهيم مژدهى فرزند دادند ابراهيم عليه السلام پرسيد كه چگونه صاحب فرزند خواهد شد در حاليكه خود پير، و همسرش نازاست؟ و فرشتگان آن گونه كه خداوند حكايت مىفرمايد گفتند:
قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تُكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ [٣].
«گفتند: به حق بشارتت داديم، از نوميدان مباش.»
٤٠- ابراهيم خليل عليه السلام همان كسى است كه بابتها و بتپرستان مشرك به مقابله برخاست ولى قومش به او گفتند: آيا تو ما را به بازى گرفتهاى؟ (شايد مقصود آنها از اين واژه خودشان، يعنى كسانى كه در همه چيز شك مىكنند و پيرو دينى نيستند باشد) ابراهيم عليه السلام فرمود: چنين نيست، بلكه من شما را به سوى خداى سبحان و پيروى از حق فرامى خوانم.
خداوند مىفرمايد:
قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ [٤].
[١] - سوره حجر، آيه ٨.
[٢] - سوره جاثيه، آيه ٣٢.
[٣] - سوره حجر، آيه ٥٥.
[٤] - سوره انبياء، آيه ٥٥.