توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٢ - مناقشه در كلام سكاكى
مثال [زيد قائم] بگويد اينمثال نزديك به [زيد قام] است و نگفته نظير و مانند آنست.
قوله: و فى بعض النسخ [و شبهه] الخ: در بعضى از نسخههاى متن كلمه [شبّهه] بتشديد (باء) ضبط شده چنانچه گذشت و در بعضى ديگر از نسخ اينكلمه را بتخفيف (باء) و مجرور نوشتهاند تا عطف باشد بر [تضمّنه] و بنابراين معناى عبارت چنين است:
مثال [زيد قائم] نزديك به [زيد قام] است در افاده كردن تقوى نه اينكه همچون آن مفيد تقوى باشد و علّت و وجه آن دو امر است:
١- از نظر اشتمالش بر ضمير نزديك بمثال مزبور بوده و از تقوى اندكى در آن مىباشد.
٢- از جهت شباهت داشتنش بخالى از ضمير نظير مثال نبوده بلكه همچون اسماء جامده مىباشد.
قوله: و لهذا اى و لشبهه الخ: مصنّف گويد:
چون مثال نامبرده باسم خالى از ضمير شباهت دارد لاجرم با اينكه مجموع مسنداليه و مسند در آن جمله است بآن اين اسم اطلاق نشده و در خصوص [قائم] با اينكه ضمير در آن مستتر است و با ملاحظه ضمير جمله بوده و مىبايست مبنى باشد اينحكم دربارهاش اجراء نشده است فلذا در مثالهاى [رجل قائم] و [رجلا قائما] و [رجل قائم] اولى مرفوع و دوّمى منصوب و سوّمى مجرور قرائت مىشود.
متن: و ممّا يرى تقديمه كاللازم لفظ مثل و غير فى نحو مثلك لا يبخل و غيرك لا يجود بمعنى انت لا تبخل و انت تجود من غير ارادة تعريض بغير المخاطب لكونه اعون على المراد بها.