توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢١ - احوال مسنداليه
[ ترك] تعبير نمود تنبيه بر اين نكته است كه مسنداليه ركن عظيم و شديد الحاجة در كلام است حتّى وقتى ذكر نشود گويا آن را آورده و سپس حذفش كردهاند بخلاف مسند كه آن باين درجه و مرتبه نيست از اينرو گويا از اصل ترك شده.
و در ذيل [بناء على الظّاهر] مىگويد:
مقصود اينست كه چون در ظاهر قرينه بر حذف مسنداليه وجود دارد از اينرو آنرا در كلام نمىآورند تا بدينوسيله از عبث و بيهوده سختن گفتن احتراز نمايند اگرچه مسنداليه در واقع ركن اعظم از كلام مىباشد.
و بدنبال [او تخييل العدول الخ] مىگويد:
چه آنكه در وقت ذكر مسنداليه اعتماد بر دلالت لفظ است از حيث ظاهر و در هنگام حذف بر دلالت عقل مىباشد و عقل در مقام دلالت از لفظ اقوى مىباشد زيرا لفظ نياز به عقل دارد ولى عقل چنين نيست.
و اينكه مصنّف تعبير به [تخييل] نمود جهتش آنستكه در وقت حذف مسنداليه در واقع دال همان لفظى استكه قرائن دلالت بر آن دارند.
سپس بعد از [قلت عليل] مىگويد:
شاعر نگفت [انا عليل] بخاطر آنكه يا از عبث احتراز كرده و يا به توهّم مخاطب بياورد كه از دليل قوى به اقوى عدول نموده است.
و بدنبال [او اختبار تنبّه السّامع عند القرينة] مىنويسد:
مقصود از [اختبار] و آزمايش اينست كه متكلّم بواسطه نصب قرينه