توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٠ - آوردن عطف بيان براى مسنداليه
تقرير مىباشد مانند: جائنى اخوك زيد (آمد نزد من برادر تو يعنى زيد).
و جاء القوم اكثرهم (آمدند قوم يعنى اكثر ايشان).
و سلب زيد ثوبه (درآورده شد زيد يعنى جامهاش).
شارح گويد:
ضمير در [الابدال منه] بمسنداليه راجعست و اضافه كلمه [زيادة] به [التّقرير] از باب اضافه مصدر بمفعول بوده و يا اضافهاش بيانيّه است بنابراين تقدير عبارت چنين مىشود:
الزّيادة التى هى التّقرير (يعنى زيادى كه همان تقرير و تثبيت مىباشد).
و اينكه مصنّف در اينجا [زيادة التّقرير] و در تأكيد [للتقرير] گفت و در عبارت تفنّن بخرج داد از عادات و رويه صاحب مفتاح است كه چنين مىنمايد ولى بايد گفت در عين حال اين تفنّن در اينجا از نكته لطيف و ظريفى خالى نيست و آن اينست كه:
عبارت مذكور اشاره است باينكه غرض از بدل آنستكه آن مقصود به نسبت بوده و امر تقرير و تثبيت زيادى است كه تبعا و ضمنا حاصل مىشود بخلاف تأكيد چه آنكه غرض و هدف از تأكيد نفس تقرير و صرف تحقيق مىباشد، سپس در ذيل مثال اوّل مىگويد:
اين مثال بدل كلّ از كلّ مىباشد و تقرير در آن بنفس تكرار حاصل مىشود و مثال دوّم بدل بعضى از كل و مثال سوّم بدل اشتمال مىباشد.