توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٠ - مناقشه در كلام سكاكى
سپس سكّاكى گفته است و قريب به [زيد قام] است مثال [زيد قائم] در اينكه اينمثال نيز افاده تقوى مىكند چه آنكه [قائم] متضمّن ضميرى استكه به زيد راجعست.
سپس مصنّف مىنويسد:
سكّاكى [قائم] را به خبرى تشبيه نموده كه از ضمير خالى است از جهت آنكه اينكلمه يعنى قائم در حالت تكلّم و خطاب و غيبت فرق نمىكند و بخاطر همين مشابهتش وى بجمله بودن آن حكم نكرده و معاملهاى كه با جمله مىنمايند در حقّش عملى ندانسته است، مثلا آن را همچون جملات مبنى ندانسته.
شارح گويد:
ضمير فاعلى در [قال] بسكّاكى راجعست و در [لتضمّنه] به [قائم] عود مىكند همانطوريكه در [قام] ضمير مىباشد بنابراين در [زيد قائم] نيز همچون: زيد قام تقوى حاصل مىشود.
و ضمير فاعلى در [شبهه] نيز به سكّاكى و ضمير مفعولى آن به [قائم] كه متضمّن ضمير مبتداء است راجع مىباشد و ضمير مجرورى در [الخالى عنه] به ضمير بازمىگردد.
سپس در ذيل [عدم تغيّره فى التكلّم و الخطاب و الغيبة] مينويسد:
مانند: انا قائم و انت قائم و هو قائم چنانچه خبر خالى از ضمير مبتداء نيز همينطور است مانند: انا رجل و انت رجل و هو رجل و به همين اعتبار سكّاكى گفته است [يقرب] و نگفته است [نظيره].
و در بعضى از نسخ بجاى [شبهه] كلمه [شبهه] به لفظ اسم ضبط شده و آنرا مجرور قرار داده تا عطف بر [تضمنه] باشد يعنى: