توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٧ - مقصود از تقوى حكم
و مقصود از [على ما مرّ] اينستكه گفتيم معناى [رجل جائنى] اين است كه رجل آمده نه امرأة، يا يك مرد آمده نه دو مرد.
سپس در ذيل [دون قولهم شرّ اهرّ ذا ناب] مىنويسد:
چه آنكه در اينمثال مانع از تخصيص وجود دارد زيرا بنابر تقدير اوّل يعنى تخصيص جنس بايد بگوئيم نمىتوان از آن [المهر شرّ لا خير] اراده كرد زيرا [مهر] صرفا شرّ است و چيز ديگرى نمىباشد.
و اما بنابر دوّم يعنى تخصيص واحد چون از مظان استعمال بعيد است و مقصود از [نبوّه عن مظان استعماله] همين معنا است، بنابراين ضمير مجرورى در [نبوّه] به تخصيص واحد راجع بوده و مراد از [مظان استعمال] موارد و مواضع استعمال مىباشد و ضمير مجرورى در آن به [هذا الكلام] راجع است زيرا از اينكلام قصد نشده كه [المهر شرّ لا شرّ ان] و اينمعنا واضح و روشن است.
و مقصود از [فالوجه] وجه جمع بين قول ادباء كه به تخصيص در اين مثال قائل شده و قول ما كه از تخصيص آن بواسطه وجود مانع اباء نموديم مىباشد و سپس در ذيل [تنكيره] مىگويد:
يعنى قرار دادن تنكير بمنظور تعظيم و تهويل بوده تا به اين ترتيب معناى آن شرّ عظيم فظيع اهرّ ذا ناب لا شرّ حقير بگردد و در نتيجه تخصيص نوعى مىگردد و مانع از تخصيص جنس يا واحد جلوگيرى ميكند.
شرح فارسى:
توضيح
سكّاكى گويد: مسنداليه نكره در صورتى از باب و اسرّوا النّجوى مىشود و زمانى مىتوان در آن اعتبار تقديم