توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٧ - مقصود از تقوى حكم
مشروط بامور نامبرده مىداند.
و اما منظور از تفاصيل:
سكّاكى براى افاده كردن تقديم هركدام از تخصيص و تقوّى را تفاصيلى قائل شده كه بعضى از آنها تنها مربوط به تخصيص بوده و بعض ديگر به تقوى و پاره ديگر مشترك بين هردو است.
براى تخصيص گفته: تقديم مسنداليه در صورتى مفيد تخصيص است كه آن نكره بوده و از تقديمش مانعى در بين نباشد اعم از اينكه حرف نفى قبلش باشد يا نباشد.
و براى تقوى چنين نوشته است: تقديم مسنداليه زمانى فقط افاده تقوى مىكند كه معرفه و اسم ظاهر باشد چه حرف نفى بر آن مقدّم بوده يا مقدّم نباشد و يا اساسا نفى در كلام ديده نشود و براى افاده هردو گويد: تقديم مسنداليه بر مسند در صورتيكه ضمير باشد گاهى مفيد تقوى است همچون انا ضربت و زمانى افاده تخصيص نموده مانند مثال مزبور در صورتى كه فرض كنيم (انا) در اصل مؤخّر بوده و بعدا بداعى مزبور مقدّم گشته.
و در اين تفصيل نيز فرقى نيست بين اينكه حرف نفى بر مسند اليه مقدّم شده يا اصلا نفى در كلام نباشد.
ولى از نظر شيخ اين تفصيلات ملاك و مناط افاده تخصيص و تقوى نيست بلكه وى در اين مسئله اينطور مىگويد:
مسنداليه يا معرفه است و يا نكره، معرفه نيز يا اسم ظاهر است و يا ضمير و در اين سه حال (اسم ظاهر معرفه- ضمير- نكره) يا حرف نفى بر مسنداليه مقدّم مىشود يا نمىشود و عدم تقدّم نفى يا بخاطر