توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٢ - كلام شارح در مطول
به اسم مفرد راجع بوده و نصب در [مجرّدا] از باب آنستكه حال ميباشد
و اگر گفته شود: وقتى حرف تعريف بر اسمى كه از معناى مفرد مجرّد باشد داخل مىگردد پس چرا صفتش را بصيغه جمع نميآورند
در جواب گوئيم امتناع توصيفش بصيغه جمع بخاطر محافظت و مراعات نمودن تشاكل لفظى است، سپس مىنويسد:
و ضمير در [لانّه] به مفردى كه حرف استغراق بر آن داخل شده راجعست آنگاه در ذيل [و لهذا امتنع وصفه بنعت الجمع] چنين مى نگارد:
اين رأى جمهور ادباء است اگرچه اخفش مثال [اهلك النّاس الدّينار الصّفر و الدّرهم البيض] را حكايت نموده است.
شرح فارسى:
توضيح
اشكال و جواب
اما اشكال: چطور ممكنست مفرد محلّى به الف و لام يا نكره در سياق نفى در صورت مفرد بودن افاده استغراق نمايد با اينكه بين افراد و استغراق تنافى است و اجتماع متنافيين در شئ واحد ممكن نيست.
و اما جواب: مصنّف از اين اشكال دو جواب مىدهد:
اوّل: ادات استغراق مانند الف و لام و حرف نفى وقتى بر مفرد داخل مىشوند از آن معناى وحدت اراده نميشود بلكه مجرّد ماهيّت و حقيقت اراده مىگردد و بديهيست استغراق مستفاد از ادات داخل بر مفرد قطعى است چه آنكه نفى ماهيّت مساوق است با نفى تمام افراد