توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩ - بلاغت و مورد استعمال آن
تقسيم نمود و پس از آن هركدام از اقسام را جداگانه تعريف كرد چنانچه ابن حاجب نيز در بحث استثناء اوّل اقسام مستثنى را ذكر كرده پس از آن تعريف هركدام از متّصل و منفصل را بطور عليحدّه بيان نموده و ظاهرا هردو در اين عمل مستمسكشان اينست كه جمع معانى مختلفهاى كه در يك امر با هم اشتراك ندارند ممكن نيست لاجرم مىبايد هركدام را جداگانه مورد تحقيق و تعريف قرار داد.
قوله: و الانتهاء: عطف تفسير است براى [الوصول].
قوله: و التّعليل بانّ البلاغة الخ: كلمه [التعليل] مبتداء و خبرش [وهم] مىباشد.
قوله: لانّ ذلك انّما هو: مشاراليه [ذلك] اعتبار مطابقت با مقتضاى حال مىباشد.
قوله: و انّما قسّم كلّا الخ: اين عبارت توجيهى است از شارح براى اينكه چطور مصنّف ابتداء تقسيم و سپس تعريف نمود با اينكه اصل آنست كه اوّل شئ را تعريف نموده و پس از آن تقسيمش نمايند.
قوله: لتعذّر جمع المعانى المختلفة: مقصود فصاحت مفرد و فصاحت كلام و فصاحت متكلّم و بلاغت كلام و بلاغت متكلّم است.
و كلمه [الغير المشتركة] تفسير و عبارت اخرى براى [مختلفه] ميباشد
قوله: فى امر يعمّها: جمله [يعمّها] صفتست براى [امر] و ضمير مؤنث در آن بمعانى مختلفه راجعست.
متن: فالفصاحة فى المفرد خلوصه من تنافر الحروف و الغرابة و مخالفة القياس.