توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٢ - مرجع بلاغت
در اينجا باين كلام و متكلّم بليغ نگويند.
مثلا متكلّم در مقام اثبات وجوب نماز با مخاطب متديّن و نماز گذارى كه خود اذعان به وجوب آن داشته و به لوازم آن نيز پايبند است بگويد:
انّ الصّلوة واجبة: هم جمله را اسميّه بياورد و هم با حروف تأكيد آنرا مزيّن نمايد، اين كلام اگرچه معناى مقصود را مىرساند ولى چون مناسب با حال مخاطب نيست بليغ نباشد.
قوله: مرجعها اى ما يجب الخ: يعنى مرجع بمعناى مقدمات است و آن امورى مىباشد كه حصول ذى المقدمه وابسته به وجود آنها است چنانچه وقتى مىگويند مرجع جود به غنا است يعنى مقدمه جود غنا است و بعبارت ديگر حصول جود بوجود غنا وابستگى دارد و تا غنا نباشد جود تحقق نيابد.
شرح عربى و الى تمييز الكلام الفصيح من غيره و الّا لربّما اورد الكلام المطابق لمقتضى الحال بلفظ غير فصيح فلا يكون ايضا بليغا لوجوب وجود الفصاحة فى البلاغة و يدخل فى تمييز الكلام الفصيح من غيره تمييز الكلمات الفصيحة من غيرها لتوقفه عليها.
ترجمه
شارح گويد:
و نيز بازگشت بلاغت به تشخيص كلام فصيح از غير فصيح است و الّا چه بسا كلام مطابق با مقتضاى حال بلفظ غير فصيحى آورده مىشود كه در اينصورت هم غير فصيح و هم غير بليغ است زيرا وجود فصاحت در بلاغت لازم و واجب مىباشد.
و در تمييز كلام فصيح از غير فصيح تشخيص كلمات فصيحه از غير