توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٠ - اقسام قرينه
صاحب مفتاح چنين پنداشته كه ايراد فخر وارد و كلامش حقّ مىباشد و فاعل فعل در اين مثالها خداوند متعال بوده و بلحاظ خفائش شيخ آنرا ندانسته است و مصنّف نيز به تبعيّت از سكّاكى همين طور گفته است ولى بگمان من آنست كه اين تقدير تكلّفى بيش نبوده و حق همانست كه شيخ ذكر نموده است.
شرح فارسى:
توضيح
هرمجاز عقلى بناچار داراى حقيقت عقلى است به اين معنا كه اگر اسناد فعلى بفاعل يا مفعولى از باب مجاز بود بناچار فاعل و مفعول ديگرى مىبايد بوده كه اسناد فعل مزبور به آنها اسناد حقيقى باشد فلذا تشخيص فاعل و مفعول حقيقى گاهى ظاهر و روشن است نظير اسناد در فرموده خداوند تعالى: فما ربحت تجارتهم : سوره (بقره) آيه (١٦) بدون ترديد اسناد [ربحت] به [تجارتهم] مجاز است و در عين حال فاعل حقيقى آن آشكار و ظاهر است زيرا تقدير آيه: فما ربحوا فى تجارتهم است.
و زمانى مخفى و پنهان استكه در تشخيص و تعيين آن محتاج به تأمّل و دقّت مىباشيم نظير اسناد در اينمثال: سرّتنى رؤيتك، كه اسناد [سرّ] به [رؤيت] مجاز مىباشد و بعد از تأمّل و دقّت درمييابيم كه فاعل حقيقى آن [اللّه] است چه آنكه تقدير مثال [سرّنى اللّه عند رؤيتك] است.
يا در قول ابن معذّل كه گفته: يزيدك وجهه حسنا الخ.
اسناد [يزيد] به [وجه] اسناد مجازى و بعد از امعان نظر و
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني ؛ ج١ ؛ ص٣٠١