توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٦ - خطاء خلخالى و كلام شارح
بصورت اسم اشاره معرفه آورى.
و ضمير در [لتمييزه] به مسنداليه راجع بوده و اعطاء تميّز و تشخّص بمسنداليه براى غرضى از اغراض است.
سپس در ذيل مصراع اوّل از بيت مىگويد:
كلمه [فردا] منصوب است بنابر آنكه در مقام مدح بوده يا حال است.
و مصراع بعدى بيت عبارتست از: من نسل شيبان بين الضّال و السّلم.
ضال و سلم دو درختى هستند كه در صحرا مىرويند.
يعنى قبيله شيبان در باديه و صحرا اقامه دارند زيرا در حضر و شهر بودن موجب فقد عزّت است.
و در دنبال [غباوت سامع] مىگويد:
غباوت و كودنى عبارتست از آنكه سامع در فهميدن امور سخت باشد بطوريكه غير محسوسات را اساسا نفهمد.
و ضمير در [بيان حاله] بمسنداليه عائد است.
سپس گويد:
مصنّف ذكر [توسط] را از تقدّم و تأخّر مؤخّر آورد زيرا وسط تحقّقش بعد از تحقّق طرفين است البته امثال و اشباه اين مباحث را در علم لغت بايد ملاحظه نمود چه آنكه در اينعلم بيان مىشود مثلا كلمه [هذا] براى قريب و [ذاك] براى متوسّط و [ذلك] براى بعيد مثال است و در علم معانى نيز بحث از اين قبيل كلمات باين منظور مىشود كه وقتى اراده كنند قرب مسنداليه را كلمه [هذا] را استعمال