توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٩ - رأى سكاكى در مجاز عقلى
و در آنچه سكّاكى گفته است نظر و تأمّل است زيرا مقاله ايشان مستلزم اينست كه مراد به [عيشة] در فرموده حقتعالى [ فهو فى عيشة راضية ] صاحب عيشة باشد چه آنكه وجه اين انتقاد بزودى خواهد آمد و نيز كلام وى مستلزم آنستكه اضافه در مثل [نهاره صائم] صحيح نباشد زيرا اضافه شئ بخودش باطل است.
شارح گويد:
ضمير در [فيه] به ما ذهب اليه سكّاكى راجعست و در ذيل [لما سيأتى] مىگويد:
در همين كتاب خواهد آمد كه مصنّف استعاره بالكنايه را مطابق با مذهب سكّاكى تفسير خواهد نمود و ما قبلا تفسير آنرا بمذهب سكّاكى نقل و ذكر نموديم و اين تفسير مقتضى است كه مقصود به فاعل مجازى فاعل حقيقى باشد لذا لازم مىآيد كه مراد به [عيشة] صاحب عيشة باشد و اين لازم باطلست زيرا معنائى براى اينكلام نيست كه بگوئيم [هو فى صاحب عيشة راضية].
البته اين اشكال مبنى بر آنست كه مراد به [عيشة] و ضمير در راضية يكى باشد.
و در ذيل [ان لا تصح الاضافة] مىگويد:
اين انتقاد در هرمورديكه فاعل مجازى بفاعل حقيقى اضافه شده باشد جاريست چه آنكه بعقيده سكّاكى در اين قبيل موارد لازم مىآيد كه شئ بخودش اضافه شده باشد چه آنكه در مثال [نهاره صائم] مقصود اين مىشود كه فلان نفسه صائم و حال آنكه شكّى نيستكه اين اضافه صحيح بوده و در قرآن شريف نيز واقع شده است مانند: فما ربحت تجارتهم .