توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٧ - وظيفه متكلم
٢- انّ.
٣- لام تأكيد.
٤- جمله اسميّه.
قوله: و بهذا تبيّن فساد ما قيل: حسام الدّين كه استاد شارح است در مقام انتقاد بمصنف گفته: عبارت [فانكان خالى الذهن من الحكم و التّردد فيه] مشتمل بر عبارت زائد است زيرا كلمه [و التردد فيه] احتياجى بذكر ندارد چه آنكه خلوّ ذهن از حكم مستلزم خلوّ از تردّد در آن نيز مىباشد و بعبارت ديگر مقصود از حكم وقوع نسبت يا لا وقوع آنست و از خلوّ ذهن از حكم عدم و انتفاء وقوع يا لا وقوع است و پرواضح است وقتى ذهن از نسبت واقعه يا غير واقعه خالى بود قطعا از تصديق آن نيز خالى بوده چنانچه از تصور آن نيز خالى مىباشد و وقتى از تصوّر حكم خالى بود ديگر جاى تردّد در حكم باقى نيست بجهت اينكه تردّد در حكم فرع بر تصوّر آنست و فرع به انتفاء اصل نيز منتفى است.
شارح مىگويد: مقصود از حكم اذعان و اعتقاد است و از خلوّ ذهن از آن عدم اذعان و تصديق مىباشد و بديهى است كه خلوّ ذهن از حكم باين معنا مستلزم خلوّ از تردّد نيست زيرا چه بسا ذهن از اعتقاد و اذعان و تصديق خالى است ولى بواسطه عدم خلوّ از تصوّر تردّد در آن دارد.
قوله: و الّا فالمكذّب اوّلا اثنان: و مقصود از دو نفر بولش و يحيى است و از ثالث شمعون.
متن: و يسمّى الضرب الاوّل ابتدائيا و الثّانى طليبّا و الثالث