توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - تطويل و حشو
وصل و فصل اختصاص دادهاند.
[تطويل و حشو]
و بالاخره چون هركلام بليغى يا الفاظش با معناى مقصود مساوى است و يا زائد بر آنست و يا كمتر از آن ميباشد لهذا باب هشتم را براى امور سهگانه مساوى و ايجاز و اطناب قرار دادهاند.
قوله: لفائدة: لفظ زيادى در كلام باعتبارى از دو حال خارج نيست:
يا داراى فائده هست و يا نيست در صورتى كه واجد فائده باشد از آن به اطناب تعبير مىكنند مانند زيادى در آيه شريفه: كلّا سوف تعلمون ثمّ كلّا سوف تعلمون كه تكرار و زيادى بمنظور تأكيد انذار است.
و در صورتيكه واجد فائدهاى نباشد بنام تطويل خوانده ميشود و آن از نظر ادباء و بلغاء عيب و از اسباب قباحت است مانند زيادى در قول شاعر: [و الفى قولها كذبا و مينا] يكدام از [كذبا] و [مينا] زائد است.
و زائد بلا فائده نيز از دو حال خارج نيست:
يا كلمه زائد در عبارت مشخص و معيّن است كه از آن به حشو تعبير مىكنند مانند بيت رشيد:
|
در محنت اين زمانه بىفرياد |
دور از تو چنانم كه بدانديش مباد |