توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠١ - مقصود از تقوى حكم
و در صورتيكه دو شرط مذكور محقّق نشود تقديم نتيجهاش اختصاص نبوده بلكه منحصرا افاده تقوى حكم مىكند اعم از اينكه تقدير تأخير جايز باشد ولى تقدير نشده چنانچه در مثال: انا قمت چنين است و يا اساسا تقدير تأخير و سپس تقديم جايز نباشد نظير مثال: زيد قام چه آنكه نمىتوان گفت اينمثال در اصل قام زيد بوده سپس به منظور افاده اختصاص مقدّم شده زيرا بنابراين تقدير لازم مىآيد زيد فاعل لفظى بوده و در فاعل لفظى حق اينست كه تقديمش بر عامل جايز نيست.
استدراك
با توجّه بدو شرطيكه سكّاكى قائل شده مىبايست مثال [رجل جائنى] افاده تخصيص نكند زيرا اگر فرض كنيم رجل مؤخّر بوده و سپس مقدّم شده تأخيرش مستلزم اينستكه آنرا فاعل لفظى تقدير نموده باشيم نه معنوى و چنانچه گفته شد تقديم فاعل لفظى براى مجرّد افاده تقوّى است نه تخصيص و حال آنكه سكّاكى مثال مزبور را مفيد تخصيص ميداند فلذا براى توجيه آن گفته:
رجل در اصل مؤخّر بوده و بدل از فاعل در جائنى بوده است بنابراين فاعل معنوى بوده و سپس بجهت افاده تخصيص مقدّم شده و بدينوسيله اينمثال را از حكم امتناع تخصيص استثناء و اخراج نموده است
متن: و استثنى المنكّر بجعله من باب [ و اسرّوا النجوى الذين ظلموا ] اى على القول بالابدال من الضمير لئلا ينتفى التخصيص اذ لا سبب له سواه بخلاف المعرّف.
شرح عربى و استثنى السكاكى المنكّر بجعله من باب و اسرّوا النجوى