توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٥ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر
غرض از وضع اسم ظاهر بجاى ضمير زيادى تمكّن است راجع مىباشد و در [غيره] به باب مسنداليه عود مىكند.
سپس در تفسير [و بالحق] مىگويد:
مقصود اينست كه بالحكمة المقتضيّة للانزال انزلناه، و ضمير در [انزلناه] به قرآن راجع است و در ذيل [ و بالحق نزل ] مىافزايد:
شاهد در [و بالحق] است كه بجاى و [به] قرار داده شده است.
و كلمه [او ادخال] معطوف است بر [زيادة التمكّن] و به دنبال [و تربية المهابة] مىگويد:
اين عبارت بمنزله تأكيد براى [ادخال الرّوع] مىباشد و ضمير در [مثالهما] به تقويت و ادخال الرّوع مع التربية راجعست.
و شاهد در [امير المؤمنين يأمرك بكذا] آنستكه بجاى [انا آمرك] امير المؤمنين يأمرك گذارده شده است و ضمير در [عليه] به وضع اسم ظاهر بجاى ضمير بمنظور تقويت داعى در مأمور راجع بوده و در [غيره] به باب مسنداليه راجع مىباشد، سپس در ذيل [فاذا عزمت الخ] مىگويد:
در اين مثال [علىّ] گفته نشده و بجايش [على اللّه] آوردهاند زيرا در لفظ [اللّه] تقويتى است براى داعى و انگيزه عبد نسبت بحقتعالى كه بر او توكّل كند زيرا اين لفظ بر ذاتيكه موصوف است بصفات كامله از قبيل قدرت آشكار و غير آن دلالت دارد.
سپس در دنبال [استعطاف] مىگويد:
اينكلمه بمعناى طلب مهربانى و رحمت است.
و مثال استعطاف فرموده حضرت زين العابدين على بن الحسين