توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣ - غرابت
در هيچيك از كتب مشهوره لغت موجود نيست پس از مصاديق غريبى مىشود كه در درك معنايش محتاج به فحص و تفتيش هستيم چه آنكه طبق تقرير در سؤال يا اينكلمه بايد مولّد و مستحدث از سراج باشد باين معنا كه اهل لسان از سراج كه اسم هست فعل جعلى ساخته بمعناى [حسن] پس از آن اسم مفعولش را استعمال نمودهاند و قهرا بلحاظ اينكه ريشه صحيح لغوى ندارد در كتب لغت يافت نمىشود و يا بايد طبق گفته [مرزوقى] آنرا از [سراج] مشتق بدانيم ولى نه از باب توليد و استحداث يا بطور تشبيه بلكه معناى [سرّج اللّه وجهه] اينست كه حقتعالى او را صاحب سراج قرار دهد يعنى همانطورى كه چراغ روشن و درخشنده است و دارنده آن صاحب روشنى است بينى او نيز چنين مىباشد قهرا خودش همچون صاحب چراغ است چنانچه بعضى معناى سرّج اللّه امرك را [حسّنه و نوّره] گفتهاند و اينمعنا شاهد بر كلام مرزوقى مىگردد.
البته به اين معنا نيز غريب و غير مأنوس مىباشد.
قوله: غير ظاهرة المعنى: مقصود از عدم ظهور معنا اينست كه ذهن از لفظ بسهولت و سادگى بمعناى موضوعله منتقل نشود و اينعبارت تفسير است براى [وحشى].
قوله: و لا مأنوسة الاستعمال: يعنى كلمه از نظر استعمال در بين اهل لسان و اعراب خلّص مألوف و مستعمل نباشد چه آنكه ملاك صحّت و فصاحت كلمات استعمال ايندسته از اعراب كه نوعا سكنه در صحارى و بوادى هستند مىباشد.
قوله: نحو مسرج فى قول العجّاج: يعنى نحو غرابة كلمه