توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤١ - ضمير آوردن مسنداليه
و در بعضى از نسخ بجاى [فلا يختص به] كه [بهذا الخطاب] راجعست [بها] ضبط شده در اينصورت ضمير را بايد به رؤيت راجع بدانيم و تقدير چنين مىشود: فلا يختص برؤية حالهم مخاطب، يا بحالهم رؤية مخاطب، بنابراينكه مضاف حذف شده باشد.
شرح فارسى:
توضيح
اصل اوّلى در ضمير مخاطب اينست كه از آن مخاطب معيّن و مشخّصى قصد شود پس اگر ضمير بصيغه مفرد است فرد خاصّى و در صورت تثنيه و جمع دو نفر يا جماعت معيّنى از آن اراده گردند ولى گاهى بجهت بعضى از مصالح و علل خطاب را بمخاطب معيّنى توجّه نمىدهند بلكه از آن فرد يا افراد غير معيّنى را اراده مىكنند و چنانچه گفتيم اين عدول از وضع اصلى بجهت اغراضى ممكنست صورت گيرد از جمله تعميم در مخاطب بطور على البدل يعنى خطاب توسعه پيدا كرده همچون اطلاق كه افراد مطلق را بطور عموم طولى و بدلى شامل مىشود آن نيز افراد مخاطب را بهمين نحو فرا گيرد چنانچه خطاب [ترى] در آيه (١٢) از سوره (سجده) بهمين منظور تعميم داده شده و مخاطب خاصّى از آن اراده نشده زيرا فظاعت حال مجرمين بحدّى است كه از نظر احدى مخفى نمىباشد بلكه هر بينندهاى مىتواند وخامت حال ايشان را ببيند.
فلذا با اراده اينمعنا نمىتوان خطاب در (ترى) را به مخاطب خاصّى اختصاص داد.
متن: او بالعلميّة لاحضاره بعينه فى ذهن السّامع ابتداء