توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٠ - احوال مسنداليه
ب: براى بخيال انداختن مخاطب كه چنين پندارد باقوى الدليلين عدول شده و مقصود از دليلين لفظ و عقل ميباشد مانند قول شاعر:
قال لى كيف انت؟ قلت عليل.
ج: بمنظور آزمايش نمودن هوشيارى سامع در وقتيكه اعتماد بر قرينه شود.
د: مقدار هوشيارى سامع.
ه: بمنظور ايهام باين نكته كه مسنداليه را از زبان خود حفظ نمودهايد
و: بمنظور ايهام به اين نكته كه زبان خود را از مسنداليه محفوظ داشتهايد.
ز: قصد از حذف اين باشد كه در وقت نياز و احتياج بتوان حكمى كه بآن نسبت داده شده انكار نمود.
ح: بدون ذكر اساسا متعيّن و معلوم باشد.
ط: متكلّم آنرا حذف ميكند بادعاى آنكه متعيّن و معلوم مىباشد.
ى: اغراضى مشابه و مانند اين امور.
شارح گويد:
مقصود از [احوال مسنداليه] امورى است كه بر آن عارض مىشوند از حيث آنكه مسنداليه، مسنداليه است و دليل آنكه مصنّف احوال مسنداليه را بر مسند مقدّم نمود بزودى خواهد آمد.
سپس در ذيل [امّا حذفه] مىگويد:
حذف را مصنّف بر سائر احوال مقدّم نمود زيرا حذف عبارتست از نياوردن مسنداليه و هميشه عدم امر حادثى بر وجودش مقدّم است.
و اينكه مصنف در اينجا بلفظ [حذف] و در مسند به عبارت