توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٢ - احوال مسنداليه
بر حذف مسنداليه مخاطب را مىآزمايد كه آيا به حذف مسنداليه و اطّلاع بر آن متنبّه مىشود يا نمىشود.
و مراد از مقدار تنبّه اينست كه بدينوسيله آزمايش مىكند آيا مخاطب بواسطه قرائن خفى به مسنداليه آگاه ميشود يا نميشود.
و ضمير در [صونه] به مسنداليه راجعست و مراد از [ايهام صونه عن لسانك] آنست كه حذف مسنداليه براى اين غرض بخاطر تعظيم و بزرگداشت مسنداليه صورت مىگيرد چنانچه در صورت عكس آن يعنى ايهام صون لسانك عن المسند اليه قصد تحقير مسنداليه است.
و مراد از [تأتّى الانكار] تيسّر و ممكن بودن اين امر مىباشد چنانچه گفته مىشود:
فاسق، فاجر و قرينه در دست است كه مقصود [زيد] است ولى به اسمش تصريح نمىشود بخاطر آنكه در وقت نياز و حاجت بتوان گفت زيد را اراده نكرده بلكه غيرش مقصود من است.
سپس در ذيل [تعيّنه] مىگويد:
ظاهرا ذكر [احتراز عن العبث] ما را از اين بىنياز مىنمود ولى مصنّف معذلك [او تعيّنه] را بخاطر دو جهت ذكر نمود:
١- احتراز از اسائه ادب در مثاليكه ادباء براى آن آوردهاند و آن مثال عبارتست از [خالق لما يشاء] و [فاعل لما يريد] كه تقديرش:
[ اللّه تعالى الخ] مىباشد.
٢- ذكر [او تعيّنه] مقدّمه و زمينه باشد براى قول بعدى مصنّف يعنى [او ادعاء الخ].
مانند: وهّاب الالوف (بخشاينده هزاران درهم و دينار) كه