توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١١ - انتقاد مصنف به سكاكى
فما ربحت تجارتهم كه تجارت فاعل مجازى و ضمير (هم) فاعل حقيقى براى ربحت مىباشد.
شارح مىگويد: بهتر بود مصنّف در ردّ سكّاكى همين مثال اخير را بجاى (نهاره صائم) اختيار مىكرد زيرا مثال اوّلى بنابر يك تقدير موجب اشكال به سكّاكى ميشد ولى بنابر تقدير ديگر كه فرض استخدام باشد محذورى نداشت فلذا ممكنست سكّاكى مثال مزبور را از طريق استخدام جواب دهد ولى آيه چون نص و صريح در اشكال بر وى است جاى مفرّ از آن نبوده فلذا عنوان آيه در ردّ بر سكّاكى انسب و بهتر است.
٣- در آيه شريفه: يا هامان ابن لى صرحا ، طبق گفته سكّاكى بايد ملتزم شويم امر به هامان نبوده بلكه مورد خطاب كارگران و- عملهجات هستند و حال آنكه اين امر خلاف وجدان مىباشد.
٤- مثال: انبت الرّبيع البقل يا شفى الطّبيب المريض يا سرّتنى رؤيتك، بلكه در هرمثالى كه از فاعل مجازى حقتعالى اراده شده باشد بايد بگوئيم القاء و اطلاقش متوقّف بر رسيدن از شارع و اذن او باشد زيرا اسماء اللّه توقيفى است باين معنا هرنامى را نميتوان بحضرتش اطلاق نمود مگر اسمائى كه از ناحيه شرع انور بما رسيده و حال آنكه مىبينيم كسانيكه عقيده باين مسئله فقهيّه دارند و نامهاى او را توقيفى مىدانند امثله مزبور و اشباه آنها را صحيح و بدون توقف باذن شارع مىدانند و اين خود بهترين دليل است بر فساد مرام سكّاكى.
قوله: لانّه يستلزم الخ: ضمير در [لانّه] به ما ذهب اليه السكّاكى راجع است.
قوله: و قد ذكرناه: ضمير منصوبى به تفسير استعاره