توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٧ - نكره آوردن مسنداليه
در حاليكه مستثنىمنه لازمست متعدّد بوده تا شامل مستثنا و غير آن بشود، سپس گويد:
تنبيه
معلوم باشد همانطوريكه تنكير بمعناى بعضيّت مفيد معناى تعظيم است همچنين صريح لفظ [بعض] آنرا افاده مىكند چنانچه در فرموده حقتعالى اينطور مىباشد:
[ رفع بعضهم درجات ] كه از [بعضهم] وجود مقدس حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اراده فرموده پس در اين ابهام از تفخيم فضل حضرتش و اعلا قدر مباركش جاى ابهام و خفائى نمىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
از امثلهاى كه در آن غير مسنداليه را نكره آوردهاند به منظور دلالت بر فرد از جنس يا نوع از آن آيه ٤٥ از سوره (نور) است: [ و اللّه خالق كلّ دابّة من ماء ].
شاهد در [دابة و ماء] است كه تنكير در دابّة بمنظور دلالت بر فرد يا نوع بوده و در ماء دلالت بر نوع دارد به تقريرى كه شارح بيان نموده.
و گاهى تنكير در غير مسنداليه براى تعظيم است همچون كلمه (بحرب) در آيه (٢٧٩) از سوره (بقره) [ فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله ].
و زمانى براى تحقير است مانند كلمه [ظنّا] در آيه (٣٢) از سوره [جاثيه]: [ ان نظنّ الّا ظنّا ].