توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٨ - اسم اشاره آوردن مسنداليه
٣- بمنظور بيان قرب يا توسط و يا بعد مسنداليه چنانچه حالت اوّل را با هذا و دوّم را با ذاك و سوّم را با ذلك تعبير مىنمايند.
قوله: نصب على المدح او على الحال: يعنى كلمه [فردا] نصبش از دو باب است:
١- از باب مدح بتقدير امدح يا اعنى چه آنكه در اين باب لازم نيست فعل مقدّر حتما از مادّه مدح باشد.
٢- حال است از خبر يعنى [ابو الصّقر] بنابراين به اقتضاى اشتراط وصفيّت در حال [فردا] بمعناى (فاردا) است.
قوله: و اخّر ذكر التوسط الخ: با اينكه طبع ترتيب مقتضى است بعد از قرب توسّط و بعد از آن بعد قرار گيرد مصنّف چنين ننمود بلكه ابتداء قرب و بعد را گفت و سپس توسّط را ذكر كرد و سرّ آن اينست كه مفهوم وسط قبل از تصوّر مفهوم طرفين يعنى قرب و بعد قابل تصوّر نيست چه آنكه وسط از مفاهيم اضافى و نسبى است و اين سنخ امور قبل از تحقق مضافاليه غير قابل تحقق مىباشند.
قوله: و امثال هذه المباحث تنظر فيها اللغة الخ: اين عبارت بمنظور دفع توهّمى استكه شده و آن اينست: بحث از قرب و بعد و توسّط در اشاره بحث لغوى و از امورى است كه ارتباط با علم معانى ندارد زيرا در اين علم مىبايست از زوائد بر اصل مراد صحبت شود نه از اصل آن پس ذكر اين مباحث در اينجا بيمورد است.
شارح براى دفع اين توهّم مىگويد: اهل لغت معانى هذا و ذلك و ذاك را گفته و مىگويند مثلا هذا براى قريب و ذلك براى بعيد و ذاك براى توسّط وضع شدهاند ولى علماء فن معانى اينطور