توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦١ - آوردن عطف براى مسنداليه
من الكلام ففى هذه الامثلة تفصيل المسند اليه كانّه امر كان معلوما و انّما سيق الكلام لبيان انّ مجئ احدهما كان بعد الآخر فليتامّل.
و هذا البحث ممّا اورده الشيخ فى دلائل الاعجاز و وصى بالمحافظة عليه.
ترجمه
شارح گويد:
اگر بگوئى در اين سه مثال كه با فاء و ثمّ و حتّى به مسنداليه عطف شده هم تفصيل در مسنداليه است و هم در مسند پس چرا مصنّف نگفت: او لتفصيلهما معا.
در جواب مىگويم: فرقست بين آنكه شيئى از شيئى ديگر حاصل شود و بين آنكه شيئى از شيئى ديگر مقصود باشد و تفصيل مسنداليه در اين سه مثال اگرچه حاصلست ولى عطف باين حروف (فاء- ثم- حتّى) باين منظور نمىباشد زيرا كلام وقتى بر قيدى كه بر مجرّد اثبات يا نفى زائد باشد مشتمل بود اين اشتمال بر غرض خاصّى استكه از كلام قصد مىشود بنابراين در امثله گذشته تفصيل مسنداليه گويا امر معلوم و محرزى است و كلام براى افاده آن نيامده بلكه باين منظور اتيان شده كه افاده كند آمدن يكى بعد از ديگرى است فليتامّل.
شرح فارسى:
توضيح
اشكال
در سه مثاليكه گذشت ادات عطف مزبور (فاء، ثمّ، حتّى) تنها فائده آنها تفصيل در مسند نيست بلكه تفصيل در مسنداليه را نيز بهمراه دارند زيرا بديهى است تفصيل در