توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٦ - تعريف علم معانى
شود براى ما ممكن است كه بواسطه علم معانى بآن عرفان و آگاهى پيدا كنيم.
شرح فارسى:
توضيح
تعريف علم معانى
عبارتست از علم باحوال الفاظ از حيث مطابق بودن با مقتضاى حال.
مقصود از علم در تعريف چنانچه شارح تفسير نموده ملكهايست كه بواسطه آن احاطه بر مسائل اين علم حاصل شود و ممكن است مراد از آن نفس مسائل و قواعد اين فن باشد كه در اين صورت علم بمعناى معلوم است.
وجه تعبير به عرفان: اينكه مصنّف در تعريف گفته: تعرف به احوال اللفظ الخ و تعلم نگفت جهتش اينست كه علم را در امور كليّه اطلاق مىنمايند نه جزئى و چون مقصود از احوال لفظ قواعد جزئيّه است لاجرم به عرفان تعبير نمود كه در جزئيّات مستعمل است.
احوال لفظ: مقصود از احوال لفظ- تعريف و تنكير، تقديم تأخير و امثال اين امور است.
قوله: يقتدر بها: ضمير در [بها] به ملكه راجع است.
قوله: و يجوز ان يريد به نفس الاصول: كلمه [يجوز] يعنى [يمكن] و ضمير در [به] به علم راجع است.
قوله: تعرف به احوال اللفظ العربى: ضمير در [به] به علم معانى راجع است.
قوله: اى هو علم يستنبط منه ادراكات جزئيّة: ضمير