توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٠ - مقصود از تقوى حكم
كلمه [قدّر] بر [جاز] معطوف است و معناى عبارت اينست كه:
افاده تخصيص مشروط بدو شرط است:
١- جواز و امكان تقدير.
٢- تقدير مزبور اعتبار و ملاحظه شود يعنى فرض بكنيم كه مسند اليه در اصل مؤخّر بوده است.
و در دنبال [و الّا] مىنويسد:
يعنى و اگر دو شرط يافت نشوند تقديم مسنداليه فائده نميدهد مگر تقويت حكم را چه تقدير تأخير جايز باشد مانند [انا قمت] يا جايز نباشد مثل: [زيد قام] چه آنكه جايز نيست در اين مثال فرض كنيم اصلش [قام زيد] بوده و سپس مقدّم شده زيرا بزودى وجه آن را ذكر خواهيم كرد.
و چون مقتضاى اينكلام آنست كه مثال [رجل جائنى] مفيد تخصيص نباشد زيرا اگر [رجل] بر [جائنى] مؤخّر فرض گردد فاعل لفظى مىشود نه معنوى لاجرم سكّاكى اينمثال را استثناء نموده و از اينحكم خارج كرده است باين نحو كه آنرا در اصل مؤخّر فرض كرده بنابراينكه فاعل معنوى بوده نه لفظى چون آنرا بدل از ضميرى كه در [جائنى] است و فاعل مىباشد قرار داده و معناى عبارت بعدى مصنّف همين است.
شرح فارسى:
توضيح
٢- شرط دوّم اينست كه مجرّد جواز نبوده بلكه به مرحله تقدير و عمل نيز رسيده باشد به اين معنا كه فرض تأخير و سپس تقديمش نيز بشود.