توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧ - مدح مصنف نسبت به كتابش
توضيح
قوله: و لم آل: معطوف است بر [الّفت] اصل آل، أألو بصيغه متكلّم وحده بوده همزه اوّل براى تكلّم و همزه دوم فاء الفعل كلمه است لذا همزه دوّم را بالف قلب كردند زيرا قاعده آن است كه هرگاه دو همزه در اوّل يك كلمه جمع شده و دوّمى ساكن باشد آن را بحرفى كه مجانس حركت ما قبلش باشد بدل مىكنند و چون حركت همزه اوّلى فتحه بود لاجرم همزه دوّم را بالف قلب نمودند و واو را نيز از آخرش بواسطه جازم كه [لم] باشد حذف كردند.
قوله: من الا لو: كلمه [الو] بفتح همزه و سكون لام بر وزن منع ولى صاحب قاموس اللغة آنرا بضمّ همزه و لام همچون [عنق] ضبط نموده.
قوله: و هو التقصير: ضمير [هو] به الو راجع بوده و مراد از تقصير كوتاهى و سستى در عمل مىباشد.
قوله: و قد استعمل الا لو فى قلوبهم الخ: چنانچه گفته شد معناى حقيقى [الو] تقصير است كه معناى لازمى است ولى گاهى مجازا بمعناى [منع] استعمال مىشود بلكه اين استعمال بطور شايع و رائج بوده بطوريكه معناى مزبور را مجاز مشهور تلقّى كردهاند از اينرو همانطوريكه برخى از محققين گفتهاند مقصود شارح از [قد استعمل] اينست كه كلمه [الو] بطريق تضمين به دو مفعول متعدّى شده يعنى در [آلوك] معناى [لم امنع] تضمين شده است.
متن: و رتبته ترتيبا اقرب تناولا من ترتيبه و لم ابالغ فى