توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٤ - آوردن عطف براى مسنداليه
و كلمه [لكن] نيز براى ردّ سامع از خطاء بصواب است با اينفرق كه آنرا براى نفى شركت متوهّم نمىآورند حتّى مثال [ما جائنى زيد لكن عمرو] را در جائى مىگويند كه سامع معتقد است زيد آمده نه عمرو، نه براى شخصى كه به آمدن هردو اعتقاد داشته باشد.
و در كلام نحّاة عباراتى استكه اشعار دارد باينكه كلام مزبور را در مقابل كسى مىگويند كه اعتقاد دارد آمدن از هردو منتفى است.
شرح فارسى:
توضيح
٣- گاهى عطف بمنظور اينست كه سامع را از اعتقاد اشتباهى كه دارد مرتدع ساخته او را به صواب مايل گردانيم مثلا در مورديكه وى معتقد بآمدن عمرو باشد نه زيد باو مىگوئيم جائنى زيد لا عمرو يا در مقابل كسيكه معتقد بآمدن هردو باشد و حال آن كه تنها زيد آمده نه عمرو عبارت مزبور را القاء مىكنند.
و بعبارت ديگر از حروف عاطفه گاهى بمنظور قصر قلب استفاده مىشود و زمانى بلحاظ قصر افراد.
قصر قلب در جائى است كه مخاطب اعتقاد داشته باشد كه مثلا زيد آمده و حال آنكه عمرو آمده است كه در مقابل اين شخص بايد گفت جاء عمرو لا زيد.
قصر افراد در جائيست كه مخاطب اعتقاد دارد فعل مشترك بين دو نفر (زيد و عمرو) مىباشد كه در مقابل اين شخص اگرچه همان عبارت مزبور القاء مىشود ولى اصطلاحا از آن بقصر افراد تعبير ميكنند.
قوله: و لكن ايضا الخ: كلمه [لكن] مبتداء و [للرّد] خبر