توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٦ - آوردن عطف براى مسنداليه
ميشود مانند: جائنى زيد بل عمرو (زيد آمد نزد من بلكه عمرو آمد).
يا: ما جائنى زيد بل عمرو (زيد نزد من نيامد بلكه عمرو نيامد).
شارح گويد:
مقصود از [صرف الحكم] اينست كه حكم را از محكوم عليه صرف و به محكوم عليه ديگر نسبت مىدهند مانند دو مثاليكه مصنّف آورده چه آنكه كلمه [بل] براى اضراب به روگردانيدن از متبوع (معطوف عليه) و صرف كردن حكم به تابع (معطوف) مىباشد.
و معناى اضراب از متبوع آنست كه آنرا در حكم مسكوت عنه بگذارى نه آنكه حكم را بطور قطع و مسلّم از آن نفى كنى ولى بعضى از ادباء در اين تفسير مخالفت كرده و اضراب را بمعناى نفى قطعى معنا كردهاند.
و معناى صرف حكم در جملاتى كه مثبت باشد ظاهر و روشن است و همچنين در منفى نيز واضح است مشروط باينكه آنر بمعناى نفى حكم از تابع قرار داده و متبوع را در حكم مسكوت عنه قرار داده يا حكم را برايش قطعى محقق بدانيم حتى معناى [ما جائنى زيد بل عمرو] را بگوئيم اينستكه: عمرو نيامده و عدم مجئ زيد و آمدنش هردو محتمل است يا آمدنش قطعى است چنانچه مذهب مبرّد نحوى چنين است.
ولى اگر صرف را در منفى بمعناى ثبوت حكم براى تابع بدانيم و معناى [ما جائنى زيد بل عمرو] را بگوئيم اينستكه عمرو آمده چنانچه مذهب جمهور ادباء چنين است پس در آن اشكال مىباشد.