توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٤ - مناقشه در كلام سكاكى
شارح گويد:
ضمير در [تقديمه] بمسنداليه راجعست يعنى:
و از چيزهائى كه تقديمش بر مسند بمنزله لازم قرار داده شده است الخ.
و سپس در ذيل [لفظ مثل و غير] مىگويد:
البته اين حكم در جائى است كه بر سبيل كنايه آنها را استعمال نمايند.
و بعد در دنباله [من غير ارادة تعريض بغير المخاطب] مى نويسد:
مقصود از تعريض بغير مخاطب آنست كه بواسطه كلمه [مثل] و [غير] انسان ديگرى را كه مانند مخاطب يا غير مانند با وى مىباشد اراده كنند و در دو مثال مذكور اينطور نبوده بلكه مراد اينست كه نفى بخل از مخاطب بطريق كنايه نموده باشند، زيرا وقتى بخل را از كسى كه بر صفت مخاطب باشد نفى بكنند بدون قصد به مماثل لازمهاش نفى آن از مخاطب بوده و بواسطه اين نفى جود را برايش اثبات مىكند چه آنكه جود مقتضى محلّى استكه بآن قائم باشد.
سپس مىافزايد:
تقديم مسنداليه در مثل چنين صورتى از اينرو بمنزله لازم قرار داده شده است كه بر نيل بمقصود و رسيدن بمراد انفع و اعود ميباشد.
ضمير در [بهما] به هذين التركيبين عود مىكند چه آنكه غرض از ايندو تركيب اثبات حكم بطريق كنايه است و آن از تصريح ابلغ و رساتر مىباشد و تقديم مسنداليه بمنظور افاده تقويت بر اين مراد انفع و اعود