بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١١ - نظرات خاصه خواجه
١٥- فخر رازى در «شرح اشارات» بر دليل بو على از اينكه تعقل قوه عاقله ذاتى او است، نه بلحاظ تعلق ببدن، اعتراضاتى وارد مىكند، ولى در «المباحث المشرقيه» همان دليل را در عدم وابستگى تعقل قوه عاقله ببدن ذكر نموده و اشاره كرده كه بر اعتراض وارد بر اين دليل جوابى هست (ص ١٦١).
١٦- بر دليلى كه بو على در غيرمحسوس بودن حق تعالى آورده، تشكيك وارد مىكند، ولى در «المباحث المشرقيه» به همان سبك بو على، در تجرد و غير جسمانى بودن حق تعالى استدلال مىنمايد (ص ٢٥١ و ٢٥٢).
١٧- راجع بعصمت ابنياء گفتار متناقض دارد، چون مىگويد: پيامبران گناه نمىكنند وگرنه منع و جلوگيرى آنان بايد جايز باشد، درحالىكه منع پيامبران ايذاء آنها است و حرام است.
سپس مىگويد: ارتكاب بگناه براى آنان از روى سهو و اشتباه حلال بحرام جايز است. اين قول متناقض با قول اولى او است، وگرنه بايد جلوگيرى پيامبر از گناه در صورت سهو و اشتباه حلال بحرام مانعى نباشد با اينكه ايذاء پيامبر است (ص ٢٦٥ و ٢٦٦).
١٨- سخنان فخر رازى در اثبات امامت متناقض است چون در موردى مىگويد:
«نصب امام بر خدا قبيح است چون در آن احتمال قبح و فساد مىرود، زيرا با عدم پيروى مردم از او چه، شرور و فساد كه بروز نكند و ....[١]».
ولى در مورد ديگر مىگويد:
«به اجماع امت اثبات امامت به نصّ از جانب خداى تعالى جايز است[٢]».
مسلما خود او با اجماع امت مخالف نخواهد بود، ازاينرو، اين دو كلام او ناسازگارند.
ناسازگارى ديگر آنكه، نصب پيامبر را از جانب خدا مىپذيرد، ولى احتمال مفسدهاى كه خود به آن اشاره نموده در اينجا ناديده مىگيرد. با توجه به اينكه خدا در قرآن به نصب امام تصريح فرموده است-إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً[٣]- (ص ٢٧٠ و ٢٧٢).
نظرات خاصه خواجه:
١- منطق علم است (صفحه ٥٣).
[١] لا يبعد اشتماله (اشتمال نصب الامام على الله تعالى) على وجه من وجوه القبح فيقبح من الله تعالى نصبه ....
فخر رازى- معالم اصول الدين- حاشيه محصل- انتشارات حسينيه- مصر ١٣٢٣ ه- صفحه ١٥٣.
[٢] اجمعت الأمة على انه يجوز اثبات الاءمامّه بالنص ...- معالم اصول الدين- صفحه ١٥٨.
[٣] سوره بقره- آيه ١٢٦.