بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١١٩ - بو على در«اشارات» در بيان ادراك عقلى چنين مىگويد
تشكيك فخر رازى بر تجرّد و كلّيت ادراك عقلى و جواب خواجه به آن.
به اعتقاد بو على، علم به اين جهت كلّى است كه عقل از افراد خارجى، صورت كلّى و مجرّد از عوارض غريبه انتزاع مىنمايد. فخر رازى را بر اين كلام بو على اعتراضى است كه خواجه بدفاع از بو على به آن پاسخ مىدهد. ابتدا كلام بو على سپس اختلافنظر خواجه و فخر رازى را مىآوريم.
بو على در «اشارات» در بيان ادراك عقلى چنين مىگويد:
«ماهيّتى كه در وجود، آميخته بعوارض بيگانه است و عوارضى كه سبب تشخّص آن ماهيّتاند، عقل آن ماهيّت را از آن عوارض غريبه برهنه و تجريد مىنمايد بطورى كه گوئى، محسوسى را معقول قرار داده است ....»[١].
فخر رازى در «شرح اشارات» اعتراضش بر اين كلام بو على چنين است:
«صورت عقلى امرى جزئى و حالّ در نفس جزئى مىباشد و حلول صورت در عقل مانند حلول عرض در موضوع است و ممكن نيست كلّى و مجرّد باشد، چون تشخّص صورت و عرض بودن آن و حلول در نفس و مقارن بودن آن با ساير صور عقلى و ... تماما از عوارض غريبه ماهيت صورت عقلى محسوباند بجهت آنكه افراد انسان موجود در خارج، بهيچيك از صفات و عوارض مذكور متصف نيستند، پس صفات نامبرده از صفات ذاتى داخل در ماهيّت انسان نيستند، وگرنه انفكاك صفات نامبرده از افراد خارجى مانند زيد و عمرو و ... محال مىبود، بنابراين آنچه گفته شده كه عقل از محسوسات، صورتى مجرد از تمام عوارض انتزاع مىنمايد، درست نيست، دليل ديگر آنكه مدرك (بفتح راء) عقلى قدر مشترك ميان افراد خارجى و جزء افراد خارجى است، ليكن صورت منتزع از افراد موجود در عقل چنين نيست چون جزء افراد خارجى نيست حال چگونه علم به زيد مىتواند جزء ماهيت افراد خارجى انسان باشد؟ با توجه به اينكه افراد خارجى در قبل از اين صورت ذهنى و در بعد از معدوم شدن آن صورت ذهنى موجودند، پس صورت موجود در عقل نه مجرد از عوارض غريبه است و نه كلى مشترك بين افراد مىباشد.
تحقيق مطلب آن است كه افراد انسان در انسانيت مشترك و در عوارض مانند شكل و وضع و مقدار و ... متبايناند و ما به الأشتراك غير از ما به الامتياز است، پس انسان مركب از شكل و وضع
[١]أمّا العقل فيقتدر على تجريد الماهيّة المكفوفة باللواحق الغريبة المشخّصة مستثتبا أيّاها حتّى كأنّه عمل بالمحسوس عملا جعله معقولا ....- بو على- اشارات- نقل از شرح خواجه- انتشارات حيدرى- تهران ١٣٧٩ ه- ج ٢- صفحه ٣٢٣.